خلدستان (دفتر خاطرات ) اشعارِ طریقت (پیرِمغان)
-
تاریخ: 1403/5/17 ساعت: 16:49
۩۩۩ ☫ شاعر (طریقت )غزل بخوان ☫ ۩۩۩ از شعر نقره فام سحرها غزل بخوان ديگر ز نبض روشن فردا غزل بخوان با ظلمت آشناست دل مردمان شهراز روز گار روشن ایما غزل بخوان وقتی که مست بادهی شعرِ تو میشوماز ساغر و پیاله و صهبا غزل بخوان در پیش دیدگان من و انجمان ِ شهراز کوه وُ دشت وُ دامن صحرا غزل بخوان وقتی عدالت ...
خلدستان طریقت(وقتی آب از سرگذشت)راز قدرت دلار+ ترس و ایجاد رعب (اثرندارد)
-
تاریخ: 1403/5/17 ساعت: 16:49
۩۩۩ ☫ای ماه محرم زجمال تو هویدا ☫ ۩۩۩ ۩۩☫ اسفند: دکتر مصدق و ملی شدن نفت ☫۩۩۩ اسفند و دکتر مصدق پنجاه وُ پنج سال است که خفته است. در مورد دکتر محمد مصدق گفته های بسیاری نقل شده و نگارنده نیز در کتاب " شعر بازی های من " اشارتی و نجوائی با "دکتر مصدق" زده ام و از این رو تنها اشاره به تلنگر هایش دارم.د...
شعری سرآمدست (طریقت)چنین نوشت
-
تاریخ: 1403/5/17 ساعت: 16:49
چون که گفتی:" آفتاب " یادم فتاد «این مستزاد» آتشی را کو به جانم می نهاد« این مستزاد» چون ز دریا گفتی ام ، دریا شدم«بی مستزاد» خاطرش آمد که من پیدا شدم«بی مستزاد» چون ز گُل گفتی ، نقابش بر گشاد«با مستزاد» آن چه جمع ما بود ، بر باد داد«بامستزاد» چون نسیم آمد ، از او بویی رسید«آن مستزاد» از کریم هم پیک...
خلدستان طریقت : تذکره شعرا (بی اعتباریِ اعتبار)
-
تاریخ: 1403/5/7 ساعت: 15:30
۩۩☫ باز با اهل (طریقت) رفع ماتم می کنم : (تذکره شعرا ) ☫۩۩۩ این همه غم ، این همه ماتم ، خدا می خواسته درد دل گفتـن به نامَـحـرم خدا می خواسته کِــرم وقتی از درون پوسانده بنیان وطن تکیه بر دیوار مستحکم خدا می خواسته زهر وقتی می رسد در بند بندِ استخوان ، می گذاری روی آن مرهم خدا می خواسته جام را پرکن ...
شعری بخوان ، که اَهل(طریقت) ز دست رفت: برآستان مولوی در کارشعر گلشنِ: غمخوارم آرزوست
-
تاریخ: 1403/5/7 ساعت: 15:30
۩۩۩ ☫ وز سویدای اهل ( طریقت )نغمه هائی به دوران گذارم ☫۩۩۩ رخصتی تا که یکبار دیگر سر به کوی تو جانان گذارمسر به کوی تو جانان زیبا سر به کوه و بیابان گذارمرسم و آیین من بوده ای تو ماه و پروین من بوده ای تومی روم کز پی غمزه هایت صِحّه بر دین و ایمان گذارمسایه سار امیدی مرا باش رمز گفتار شیرین مرا باشم...
خلدستان طریقت :گفته ام: اِناالیه ...چون غزلخوانم هنوز (میسرایم شعر از حالِ پریشانم هنوز)
-
تاریخ: 1403/5/7 ساعت: 15:30
شاید اینطور به نظر بیاید که (آویزان به جمهوری اسلامی ) در تمام جهان رؤیافروشی و لافزنی بهویژه در امور سیاسی و کسب قدرت کاری معمول و جا افتاده باشد، ولی یافتههای جدید دانش بازاریابی سیاسی نشان میدهد که سیاستمردانِ دهههای اخیر همواره کوشیدهاند تصویری واقعی از موقعیت خود و وعدههای محققشونده ارائه بدهند...
خلدستان :شهنامه خوانِ آل( طریقت )در انجمن
-
تاریخ: 1403/4/26 ساعت: 5:07
من حافظِ عشق تو وُ دیوانه ی فالتمن مولویِ عهـدِ تو با شوق وِصـالت وحشی شدن از مستی رخسار تو بودهاهــلی شـدن طعمِ عسـل های زلالت سعدی زِ گلستان جمالِ تو شکفتهبستان شده اشعـار من از شعرِ خیالت از رایحه ی عشق تو عطار ،پشیـمان لاهوتی وُ منظومه ی اقبال کمالت کی نظم نظامی شده منظومه شیرین لیلیِ پریشان شده...
شهرخوانسار ست نــامی مستعار(ماندگار) طریقت شاعرِ مُشک خُتن (وطن)
-
تاریخ: 1403/4/26 ساعت: 5:07
ناگهان پرده برانداختهای یعنی چهمست از خانه برون تاختهای یعنی چه زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیباین چنین با همه درساختهای یعنی چه شاه خوبانی و منظور گدایان شدهایقدر این مرتبه نشناختهای یعنی چه نه سر زلف خود اول تو به دستم دادیبازم از پای درانداختهای یعنی چه سخنت رمز دهان گفت و کمر سر میانو از میان ت...
شاعرِ : آلِ (طریقت) شام جانسوز حسین+آسمان نور را ، بشمار ، از « اِنا الیه راجعون»
-
تاریخ: 1403/4/26 ساعت: 5:07
همره شدند قافلهای را که مانده بودتا طی کنند مرحلهای را که مانده بود از خویش رفتهاند سبکبار تا خدابرداشتند فاصلهای را که مانده بود با طرح یک سؤال به پاسخ رسیدهاندحل کردهاند مسألهای را که مانده بود با رکعتی نگاه، در آن آخرین پگاهبدرود کرد نافلهای را که مانده بود در فصل آفتاب و عطش از زبان حرنوشید آخری...
کتاب: خلدستان طریقت (اشعار،حکایات و روایت)
-
تاریخ: 1403/4/11 ساعت: 17:20
۩۩۩☫طنز نامه اهل(طریقت) با رئیس دوران / اشعار☫۩۩۩ نمی پرسد کسی احوال شـاعـر بریده شاه فنر اِقـبالِ بــاقـــر همه ایران شود یکبــاره تــاجــر درختی را که شد از ریشه طایر یا بروم پیش رئیس یا برسان نگار راتا که زِ یاد خود بَـرم محنت روزگار را شمبه سِشَمبه می شود پاس دل صبور من من که دخیل بسته ام دُمبه ...
طنزِ شیرین بین مردم انحراف افکنده است =>ماجرای عیسی وُ مریم به قاف افکنده است
-
تاریخ: 1403/4/11 ساعت: 17:20
۩۩۩ ☫ادبیات فارسی (طریقت) پاینده+ایران ☫۩۩۩ شبی دل بود و دلدارِ خردمند دل از دیدار دلبر شاد و خرسند ، که با بانگ بنان و نام ایران دو چشمم شد ز شور عشق گریان ، چو دلبر شور اشک شوق را دید به شیرینی ز من مستانه پرسید ، بگو جانا که معنای وطن چیست ؟ چه به مهرش، دلی گر هست دل نیست ؟ به زیر پرچم ایران نشست...
خلدستان :(طریقت)از کنایت زد رقم (عسل،غزل،مثل،بغل)
-
تاریخ: 1403/4/11 ساعت: 17:20
مبتلایش گشته ام ، دردم نمیداند نگارمبتلایش کن به دردم ای طبیب روزگارگرچه کردم مهربانی، بی وفایی بی وفا او نمی داند هوار آورد، هـوار آورد هـوارطاقتم تابست وُگشتم بی تحمل زین جفاناشکیبا، بی صبوری درد دوری آشکاربیم رســوایی نمانــده آبرویم برمَــلا ای نگارآ: بیقرارم ، بیقرار آموزگـاربیقرار عشق را از دی...
خلدستان: ای سایه ماهت به سر اهل(طریقت)مبارکباد (قدیر یا غدیر)
-
تاریخ: 1403/4/7 ساعت: 9:24
۩۩۩ ☫ برآستان جانان زخانقاه به میخانه می رود (حافظ) غزل، ☫ ۩۩۩ صبا به تهنیت پیر میفروش آمد که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد تنور لاله چنان بـــر فروخت باد بهار که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش که ا...
بهلولِ روزگار = روزگار بهلول
-
تاریخ: 1403/4/7 ساعت: 9:24
۩۩۩ ☫ برآستان جانان (تذکره )بهلول☫۩۩۩ از بهلول پرسیدند در قبرستان چه می کنی؟ او در جواب گفت: «با جمعی نشسته ام که به من آزار نمی رسانند حسادت نمی کنند دروغ نمی گویند طعنه نمی زنند خیانت نمی کنند قضاوت نمی کنند مرا به یاد سرای آخرت می اندازند و بالاتراز همه اینها اگر از پیششان بروم ... پشت سرم بدگویی...
خلدستان طریقت (برآستان جانان) حافظ => منتخب
-
تاریخ: 1403/4/7 ساعت: 9:24
۩۩☫ اشعار/مطربان/اهل(طریقت)چائ ات از دهن افتاد ۩۩ پانزدهم دسامبر، روز جهانی چائی بشنو از چای چون شکایت میکند * از جداییها حکایت میکند چائی گُلستان تا مرا گُل چیدهاند * استکان و نعلبکی مُل چیدهاند سینی آور شرحهشرحه چای داغ*تا بگویم شرحِ انسان های چاق هر که قافل شد ازین نوشیدنی * بازجــوید چائـــیِ جو...
خلدستان طریقت : حکایت + طنز =>برآستان جانان
-
تاریخ: 1403/3/24 ساعت: 15:20
۩۩☫ جان به لب آمد (طریقت)در میان انجمن ☫۩۩ همواره ز بت شکن هُبل ساخته اند تقــصرِبتان ساخته ، پرداخته اند چون لشکر خود شکستگانند، یقین! همواره قمارِ خویش را باخته اند آنانکه ز بت شکن ندارند دریغ بشکن بشکن ز نو در انداخته اند چون صف شکنانِ وادی تکتازی رقاصه درین ورطه برافراخته اند آنانکه لباس حق بجان...
برای این (طریقت) هم، دمی مشق لطافت کُن
-
تاریخ: 1403/3/24 ساعت: 15:20
امشب بیا واز لب من یک غزل بگیراز شهد شعرهای زلالم عسل بگیر امشب برای گریه ام آغوش لازم استتا این بهانه هست مرا در بغل بگیر ای لات لا ابالی مستِ تبر به دستبشکن وَ جان تازه ای از این هبل بگیر حافظ که ترک ساقی و ساغر نمی کندفالی برایم از لب شیخ اجل بگیر با آن نگاه روشن و گرمت شبی مرااز چشم های یخ زده ی...
می نوش وُ آلِ (طریقت) بنه هنوز (طنز) خلدستان
-
تاریخ: 1403/3/24 ساعت: 15:20
۩۩۩☫حکایت (طریقت )تذکرة الاختلاس ☫۩۩۩ حکایت کردند:کسی به خانه احمدعبدالله رفت وبسیار بگشت، اما چیزی پیدا نکرد خواست که نومید بازگردد که ناگهان احمد، او را صدا زد و گفت:ای جوان! سطل را بردار و از چاه، آب بکش و وضو بساز و به نماز بایست تا اگر چیزی از راه رسید، به تو بدهم؛ مباد که تو از این خانه با دست...
در خطّ شعر (طریقت) باش تا شبگیر باشد انجمن
-
تاریخ: 1403/3/8 ساعت: 12:04
۩۩☫ جان به لب آمد (خلدستان) میان انجمن ☫۩۩ شبیه بید مجنونم پریشان برگ و بارم حجکه تا امید وصلی هست شاید استوارم حج مرا دور از نگاهت عمر چندانی نمی ماندتو گویی قطره اشکی به مژگان نگارم حج دل از کف می رود "جانا " فراقِ کوی "خلدستان " بسی بالاتر از رنج وُ ، بفکر "شهریارم" حج تو شورِ ماندگارِ شهرتِ شب ه...
طنز گلگشت (طریقت)ناملموس)دریا
-
تاریخ: 1403/3/8 ساعت: 12:04
هنوز سهم ایران از دریای خزر مشخّص نیست ! من تو را در واژه های شعر پیدا می کنمبا خیالت غصه ها را سخت حاشا می کنم من تو را در کوچه های روشن رنگین کمانمثل خورشید پس از باران تماشا می کنمآخرین لبخند تو در ذهن من زندانی استبا خیال مهربانت عشق را در گیر این جا می کنممانده ام در فعلِ استمرار چشمان عسلمستمر...