خرید بک لینک

رنگ شب حال و هوا ئی شادمان

در جمود رخوت صد گفتمان

اضطراب و انتظار از جنسِ بود

هالههای مبهمِ نورِ سُجود

نوری از جنسِ شریف انقلاب

منظرِ یک نورِ مَحو و بینِقاب

لحظه های چشمِ دلم روشن شدن

در دمی آن چشمه را روزن شدن

چشم ها تا گرمِ خوابی میشود

در وجودم اضطرابی میشود

خاطراتی در وجودم گُل کنان

قصههای کهنه قصد پُل کنان

میکِشَد نقشِ دو چشمت بَرمَلا

میدهد اعماقِ قلبم را جلا

میزند رنگِ فراموشانِ شب

تا که محصورم کُنَد در تاب وُ تب

تا سَحَر بیدار جادو می کند

طعنه ای بر چشمِ آهو می کند

حالِ هر شب، این بُوَد رؤیا مجاز

برکذا وُ هاکذا اینک بتاز

ای (طریقت) تا سحر بیدار باش

بر کذا وُ هاکذا هُوشیار باش

۩خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید )۩۩ محمد مهدی طریقت ۩

۩۩۩ ☫ ای (طریقت) تا سحر بیدار باش )☫ ۩۩۩


موضـــــوعات مــــرتبط: اشعار، مطالب دردست چاپ، مثنوی __________ ======
برچسبها: اشعار, مثنوی, ای, طریقت, تا سحر بیدار باش

برچسب: نویسنده: رادین نیکنام تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 11:01

صفحه بندی