
۩۩۩ ☫ عشق است قصه های(1)نه بیش و کم ☫ ۩۩۩
هرگاه زیر چشم به بیگانه می کنی
خون مرا زِ جوش به پیمانه می کنی
ای آنکه دست بر سر من می کشی!مکش
نزد رقیب موی مرا شانه می کنی؟
گفتی ولی نصیحت دیــوانگان مکن!
گفتم:، ولی نصیحت دیوانه می کنی
ای شعر سنگدل که به آیینه سر زدی
در لانه ی شکسته دلان خانه می کنی؟
من شعر خودچگونه ببافم که عاقبت
چون رنگرَز شکایتِ پروانه می کنی
عشق است قصه های(طریقت)نه بیش وُ کم
این قصه را به جانِ خود افسانه می کنی
برچسب:
نویسنده: رادین نیکنام