۩۩۩ ☫ شود ایکاش توفیقی (طریقت) را ودلها را ☫ ۩۩۩
درنگی کرده بودم کاش در بزم جنون اول
لبی تر کرده زان صهبای جام پرفسون اول
هزاران کام در راهست،دل مشتاق و من حیران
دلِ مشتاق و من حیران اَلا سوی درون اول
مرام بندگی را کاش می دانستم از اول
و تسلیم قضایش می شدم بی چند و چون اول
رها می گشت روحم از حصار هر چه دور از اوست
چو فاتح می شدم بر خدعه ی نفس زبون اول
شبی در بزم عشقش یک نظر می شد خریدارم
و می پیوستم از لطفش به خیل مفلحون اول
به محشر می رساندم خویش را در محضرش بی سر
چونان یاران عاشورا ، سرا پا غرق خون اول
دلم می خواست پرگیرم به گرد آتش عشقش
بسوزم از غم آن لاله های نیلگون اول
لبانم جرعه نوش روضه های مقتل و معجر
شود روحم فنا در" عند رب یرزقون" اول
چونان دلدادگان و پاسداران حرم، باشم
فدای سوره یس و فجر و مومنون اول
غزل می ریزد از مشک عطش باران اَلا ساقی
شوم السابقون السابقون السابقون اول
شود ای کاش توفیقی (طریقت) ، را وُ دلهارا
بجنگم تحت فرمانت علیه خصم دون اول
۩خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید )۩۩ محمد مهدی طریقت ۩
برچسب:
نویسنده: رادین نیکنام