نازک دل آفریدند احساس ما (طریقت)
۩۩۩ ☫ نازک دل آفریدند احساس ما (طریقت)☫ ۩۩۩ نازک دل آفریدند مانند لاله ما را وانگه به سنگ بستند با تیر ژاله ما را روزی که دست قسمت می ریخت سهم مارا با خون نوشته ارزق روزیِ ساله ما را کی می توان بسر بُرد آواز بینوا ئی صد سال پیرتر بی آه و ناله ما را در دفتر شب و روز بسیار سیر ک
مارا درین غزل نیست حرف گزاف یاران
۩۩۩ ☫ خــُلــِدستان طریقت ☫ ۩۩۩۩۩۩ ☫ ادبی، اجتماعی .فرهنگی ☫ ۩۩۩محــّمد مهــدی (حمید)طریقتمتولد 1344اردیبهشت خوانســارتحـصیلات کارشنــاسی ارشــددررشتــــــه روانشـــــــناسی۩۩۩ خـــُلـــــِدستان ۩۩۩دربـــــاره خــــوانســـــار1373اصفـــــهان به چــاپ رسیـــدبعد ازآن تعـداد بی شمــاری از مقــالاتبه
اشعار: گاه می پرسم (طریقت ) حاصل این عشق چیست
۩۩۩ ☫ خــُلــِدستان طریقت ☫ ۩۩۩۩۩۩ ☫ ادبی، اجتماعی .فرهنگی ☫ ۩۩۩محــّمد مهــدی (حمید)طریقتمتولد 1344اردیبهشت خوانســارتحـصیلات کارشنــاسی ارشــددررشتــــــه روانشـــــــناسی۩۩۩ خـــُلـــــِدستان ۩۩۩دربـــــاره خــــوانســـــار1373اصفـــــهان به چــاپ رسیـــدبعد ازآن تعـداد بی شمــاری از مقــالاتبه
این آرزوی اهل (طریقت) دمادم است
ایام قدر رفت و دلم غرق ماتم استعالم زقتل شیر خدا جمله در هم استدل می تپد به سینه دراین ماتم و عزابرادعای من گواه این اشک نم نم استای حجت زمانه طلب کن دمی ظهورتنها ظهورحجت حق نیک مرحم استاین نیک مرحم است ونشانِ ارادتستآن نیک مرجعی که به هجران توام استآیا شود که چشم گشایم به روی توحتی اگر که بدانم م
مثنوی _حکایات حکیمانه
۩۩۩ ☫ _ مثنوی _حکایات حکیمانه ☫ ۩۩۩ خوبست گاهگاهی آدم کندنگاهی در آسیاب آبی رفتن دَمِ صباحی بر چرخ وُ دور گردن آخرکشیدم آهی ازآن جهت که بینی ویرانه کاخ شاهی سرچشمه بود زیبا، گُل بود آن فریبا پژمرده می کند دل از فرط داغِ فردا آن کلبه نمادین امروزه گشته پیدا آن آسیاب ویران چون نینواس
برآستان جانان (تذکره ) خاقانی
۩۩۩ ☫ خــُلــِدستان طریقت ☫ ۩۩۩۩۩۩ ☫ ادبی، اجتماعی .فرهنگی ☫ ۩۩۩محــّمد مهــدی (حمید)طریقتمتولد 1344اردیبهشت خوانســارتحـصیلات کارشنــاسی ارشــددررشتــــــه روانشـــــــناسی۩۩۩ خـــُلـــــِدستان ۩۩۩دربـــــاره خــــوانســـــار1373اصفـــــهان به چــاپ رسیـــدبعد ازآن تعـداد بی شمــاری از مقــالاتبه
(طریقت) توبه کردم توبه از عشق
۩۩۩ ☫ (طریقت) توبه کردم توبه از عشق☫ ۩۩۩ بــه مجــنون گفـت روزی ساربانیچــرا بیــهوده در صحــــرا دوانــی اگـــر بــا لیلــیات بــودی سروکارشـــده آن بــی وفـــا با دیگری یار سر زلفش به دسـت دیگران بین خودت بیهوده در صحرا دوان بین ز حـرف ساربــان مجنون عیان کردجوابش بدین پاسخ بیـان کرد درخت ب
حکایات حکیمانه _ لجبازی
۩۩۩ ☫ حکایات حکیمانه _ لجبازی ☫ ۩۩۩ دو گدا در خیابانی نزدیک واتیکان کنار هم نشسته بودند. یکی صلیب گذاشته بود و دیگری هلال ماه ...مردم زیادی که از آنجا رد می شدند، به هر دو نگاه می کردند و فقط در کلاه اونی که پشت صلیب نشسته بود، پول می انداختند.کشیشی از آنجا می گذشت، مدتی ایستاد و دید که مر
شود ای کاش توفیقی (طریقت) ، را وُ دلهارا
۩۩۩ ☫ شود ایکاش توفیقی (طریقت) را ودلها را ☫ ۩۩۩ درنگی کرده بودم کاش در بزم جنون اول لبی تر کرده زان صهبای جام پرفسون اول هزاران کام در راهست،دل مشتاق و من حیران دلِ مشتاق و من حیران اَلا سوی درون اول مرام بندگی را کاش می دانستم از اول و تسلیم قضایش می شدم بی چند و چون اول رها می گشت
برآستان جانان (تذکره) :مولانا
۩۩۩ ☫ برآستان جانان (تذکره) :مولانا ☫ ۩۩۩ اهلِ نماز می شوم ، جمله نیاز می شومسوی حِجاز می شوم باز مقابلم توییباده ی ناب می شوم ، شِعر و کِتاب می شومیکسره خواب می شوم ، باز مقابلم توییهَمرهِ موج می شوم ، راهیِ اوج می شومفوج به فوج می شوم ، باز مقابلم توییسایه ی ماه می شوم ، در ته چاه می شومرا
جرعه ای از اهل (طریقت) شنو
۩۩۩ ☫ جرعه ای از اهل (طریقت)شنو☫ ۩۩۩ بشو از ین ورطه و آگاه شو مردِ رهِ، وادی این راه شو شعبده بازیست در این مضحکهباز چه بازیبست ؟درین معرکهچنگ درین پرده به جائی مزنرِنِگ درین پرده نوائی مزنجرعه ای از اهل (طریقت) شنو مصرعی از بزم حقیقت شنو ۩خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید )۩۩ محمد مهد
برآستان جانان (تذکره) :فردوسی
۩۩۩ ☫ برآستان جانان (تذکره) :فردوسی ☫ ۩۩۩ در این خاک زرخیز ایران زمین نبودند جز مردمی پاک دین همه دینشان مردی و داد بود وز آن کشور آزاد و آباد بود چو مهر و وفا بود خود کیششان گنه بود آزار کس پیششان همه بنده ناب یزدان پاک همه دل پر از مهر این آب و خاک پدر در پدر آریایی نژاد ز پشت فریدون نی
هدف اهل (طریقت)روش اهل وفاست
۩۩۩ ☫ هدف اهل (طریقت)روش اهل وفاست☫ ۩۩۩ تیشه ات پیشه ء عشقست کنون درسر ماستاین همان مشعل نورست که در خانه رواستبه صفایی که تودرپیش گرفتی قسم ،ای ماه جبینهدف اهل ( طریقت)روش اهل وفاست۩خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید )۩۩ محمد مهدی طریقت ۩ موضـــــوعات مــــرتبط: اشعار، دوبیتی __________ ======ب
دوبیتی (طریقت)مجنون ِجنون بی شمارست
۩۩۩ ☫ دوبیتی (طریقت)مجنون ِجنون بی شمارست☫ ۩۩۩ در عشق قرار ِبیقرارست ازعشق جنونِ نامدارست از روی جبین عشق پیدا مجنونِ جنون بیشمارست __________________________________________________ اين قيافه و اين همه توقع ؟؟!! ۩خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید )۩۩ محمد مهدی طریقت ۩ در زما
پیغام(طریقت)ازبهر خردمند
۩۩۩ ☫ پیغام(طریقت)ازبهر خردمند ☫ ۩۩۩ نوروز کتابست، ماه رمضانستایام صیام است برگشته به جانست دآریم حلاوت هنگام تلاوتایام بهارست درکون ومکانست چون سیلی آگاهی بر گوش گران مادر ماه دلآرا، چون بانگ اذانست چون عقل بکار ست،از عشق ببارستگویا همه«بسمل» چون وِرِد زبانست شیرینی تکرار دارد همه اوقاتاین تک تک
دوبیتی :شعرشیرین(طریقت)کن لطیف
۩۩۩ ☫ دوبیتی :شعرشیرین(طریقت)کن لطیف ☫ ۩۩۩ راه را بر ما چو بستان کن ردیف منزل اهل حقیقت کن شریف صف به صف دردفتر اهل یقین شعرشیرن (طریقت ) کن لطیف ۩خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید )۩۩ محمد مهدی طریقت ۩ فَانظُرْ إِلَى آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ
طریق مهر (طریقت) به راهِ جانانه
۩۩۩ ☫طریق مهر (طریقت) به راهِ جانانه ☫۩۩۩ قلم ز شوق نهادم به عهد وُ پیمانهشرابِ عشق بنوشم ز جام ودُردانهز آشنائی ناکس چنان ملول شدمکه اضطراب نمایم ز خویش و بیگانهنفس کشیدن من مایه عذابم شدشدم ز شدتِ احساس مِثل دیوانهدلی که عشق ندارد صفا نمی گیردجفاست باخبر از سوزِ عشق فرزانهنبوده گوهرِ یکدانه هم طرا...
برآستان جانان (تذکره) پروین اعتصامی
۩۩۩ ☫برآستان جانان (تذکره) پروین اعتصامی☫۩۩۩ برد دزدی را سوی قاضی عسسخلق بسیاری روان از پیش و پس"گفت قاضی کاین خطاکاری چه بود؟دزد گفت از مردم آزاری چه سود؟(قاضی)گفت، بدکردار را بد کیفر است(دزد) گفت، بدکار از منافق بهتر است(قاضی)گفت، هان بر گوی شغل خویشتن(دزد)گفت، هستم همچو قاضی راهزن(قاضی)گفت، آن زر...
برآستان جانان (تذکره)مولوی
می گویند: روزی مولانا ،شمس تبریزی را به خانه اش دعوت کرد. شمس به خانه ی جلال الدین رومی رفت و پس از این که وسائل پذیرایی میزبانش را مشاهده کرد از او پرسید: آیا برای من شراب فراهم نموده ای؟ مولانا حیرت زده پرسید: مگر تو شراب خوارهستی؟! شمس پاسخ داد: بلی. مولانا: ولی من از این موضوع اطلاع نداشتم!! ـ ح...
دوبیتی
۩۩۩ ☫ دوبیتی ☫۩۩۩ مجنون دلم اسیر لیلا شده بود اوقات بهار مِثل یلدا شده بودبا این همه افکارِ پریشان گذشتمرغ دل وُ جان به فکرفردا شده بود#خُلدستان ۩خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید )۩۩ محمد مهدی طریقت ۩