
۩۩۩ ☫باغزل گفتم(طریقت)گشته ام شوریده حال /اشعار☫۩۩۩خواب دیدم دلبری دارم که در دنیا نبودچشم عالم درپی دلداراو بینا نبودقامتش سرو و لبانش غنچه دندانش صدفگیسوانش چون شب یلدا ولی مانا نبودچشمهایش چش...
ادامه مطلب
۩۩۩ ☫چو روزگار(طریقت)تباه گشته فراغ☫۩۩۩ بهارِعمر مرادربهارباید جُست مقامعاطفه را برگ و بار بایدجُست بجز دو دیده ی اختر فشان که من دارم نشان ز اختر شب زنده دار باید جُست غزاله های غزل در کمند بی هنریست دلی به داغ غزل داغدار بایدجُست چراغ صاعقه ، فانوس رعد میجوید شهاب بارقه در شام تار بایدجُست نفیر زاغ و زغن ، در چمن هویدا شد صفیر مرغ غزلخوان ، هَزار بایدجُست کبوتران سحر را نشا...
ادامه مطلب