خــلدستان طریقت

متن مرتبط با «مُشک» در سایت خــلدستان طریقت نوشته شده است

شهرخوانسار ست نــامی مستعار(ماندگار) طریقت شاعرِ مُشک خُتن (وطن)

  • نیلوبلاگ

    ناگهان پرده برانداختهای یعنی چهمست از خانه برون تاختهای یعنی چه زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیباین چنین با همه درساختهای یعنی چه شاه خوبانی و منظور گدایان شدهایقدر این مرتبه نشناختهای یعنی چه نه سر زلف خود اول تو به دستم دادیبازم از پای درانداختهای یعنی چه سخنت رمز دهان گفت و کمر سر میانو از میان تیغ به ما آختهای یعنی چه هر کس از مهره مهر تو به نقشی مشغولعاقبت با همه کج باختهای یعنی چه حافظا در دل تنگت چو فرود آمد یارخانه از غیر نپرداختهای یعنی چه صبحدم زد قهقهه مستانه شعر کوهسار از نوای قمری آمد مژده ء فصل بهار صبح صادق بر دمید و جلوه گر شد آفتاب شام بَد اقبال در پای سپیده شرمسار نازنین نظمی زِ من بشکفت در برج جمل بختیار و کام نیکو رو حبخش و کامکار هر نسیم از هر طرف آمد چو پیک شادباش چنگ خ...

    ادامه مطلب