
۩۩۩ ☫ شاعر (طریقت )غزل بخوان ☫ ۩۩۩ از شعر نقره فام سحرها غزل بخوان ديگر ز نبض روشن فردا غزل بخوان با ظلمت آشناست دل مردمان شهراز روز گار روشن ایما غزل بخوان وقتی که مست بادهی شعرِ تو میشوماز ساغر و پیاله و صهبا غزل بخوان در پیش دیدگان من و انجمان ِ شهراز کوه وُ دشت وُ دامن صحرا غزل بخوان وقتی عدالت از همه سو رو به قهقرا از راز وُ رمز عدل وُ مساوا غزل بخوان "زین راز سر به مهر که با خون نوشته شد"هنگامه ی حضور ، خدا را غزل بخوان با دیدگان نور ، از این نوردیدگان از قدرت شکوه تماشا غزل بخوان با ذهن خو گرفته به تنهایی و سکوتاز رعد وُ برق وُ صاعقه اینجا غزل بخوان شاعر (طریقت) است درین کُنج آسمان اینجا ز سقف کهنهی دنیا غزل بخوان ( خلدستان )۩محمد مهدی طریقت ↘خطبه دوم. موضـــــوعات مــــر...
ادامه مطلب
۩۩۩ ☫ اشعار: شعر شیرین(طریقت)گلشن دیرینه است ۩۩۩ انجمن را این زمان از باده های ناب نیستباده نابی به دست آید به غیر از آب نیست استکانی جای جامِ می ناب است نا ب نقش مینائی ندارد جز خیال و خواب نیست مطربان در محفل ارباب در ماتم ببین شاهدان بزم کورند جز ناباب نیست مِهرورزان هم فراواند لیکن در خفا ماهرویان را قرار جلوهی مهتاب نیست شادمان در ظاهرند این نوجوانان پیررا پیرِ شیخ آسا فراوانند شیخ شاب نیست لیلی وُ مجنون(چرا) عذرای وامقِ زاده را هست شیرینی ولی در مسجد وُ محراب نیست ابن سینا و ابوریحان :فردوسی کجاست نامی از آموزگارِ ثانی ِ فاراب نیست شعر شیرین(طریقت) گلشنِ دیرینه استبر مشامم می رسد شعر گلابی آب نیست باز کن لب را که جز صلح وُ صفائی باز نیست با شکرخنده بگــو : خود آب بقائی باز نیست بگشا...
ادامه مطلب